![]() |
![]() |
|
| هوالعلیم الحکیم |
|
ساده بیا دست ومنو بگیر و ساده نگیر این همه ساده گی رو ساده نگیر اگه هنوز میتونی پای همه سادگیهات بمونی خسته نشو اگه تموم راها پیش و تو سادگیهات بسته شن طاقت بیار اگه همه آدما از اینکه پا به پات بیان خسته شن آخر خط جاده های خسته بگو چقدر راه نرفته مونده پشت دلت وقتی به خون نشسته چند تا ترانه است که کسی نخونده دووم بیار خسته نشو از سفر تنهاییتم بذار رو دوشت ببر ترانه باش اونور آخر خط به نقطه می رسی بیا سر خط . ساده بیا دست ومنو بگیر و ساده نگیر این همه ساده گی رو ساده نگیر اگه هنوز میتونی پای همه سادگیهات بمونی
" رضا صادقی " |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:4 توسط سکوت |
|
|
نمیگویم خبر از تو ندارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:4 توسط سکوت |
|
|
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:33 توسط سکوت |
|
|
یا من اسمه دعوا و
ذکرهُ شفاء و
هو العلیم والحکیم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 20:13 توسط سکوت |
|
|
یا غریب الغربا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 20:3 توسط سکوت |
|
|
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آ سمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتن خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ ......
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 19:52 توسط سکوت |
|
|
عشق یعنی راه رفتن تا سحر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 19:55 توسط سکوت |
|
|
منتظر نباش که شبی بشنوی، در آسمان، به ستاره ی دیگری سلام کرده ام! توقعی از تو ندارم! اگر دوست نداری، در همان دامنه دور ِ دریا بمان هر جور تو راحتی همین سوسوی تو از آنسوی پرده دوری، برای روشن کردن ِ اتاق تنهائیم کافی ست! من که اینجا کاری نمی کنم! فقط, گهکاه گمان آمدن ِ تو را در دفترم ثبت می کنم! همین! این کار هم که نور نمی خواهد! صدای باران را می شنوی؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:1 توسط سکوت |
|
|
وقت رفتن نمی خوام ببینمت می دونم ببینمت کم میارم اگه یک لحظه فقط نگام کنی دلمو پشت سرم جا میذارم اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته می شه اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمی شه می دونم هر جای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمی شه اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته می شه
"حمید عسگری" |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 21:15 توسط سکوت |
|
|
به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم از شبی که روبرومه چه جوري بی تو رها شم به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا مثل موجی سرد و تنها به نگاه نازه دریا به تو مدیونم همیشه من خسته من ویرون مثل خاکی سرد و تشنه به نوازشای بارون به تو میرسم دوباره زیر رگبار ستاره وقتي بارون نگاهت رو حریر شب میباره اگه پایانی نباشی واسه بغض وخستگی هام چه جوری برگردم از این جاده های بی سرانجام تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه وقتی اسمتو میارم نبض لحظه تازه می شه
" فرزاد فرزین " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:2 توسط سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به آنکه میراث عشق را از او به یادگار دارم
او که مظهر عشق مسلم بود... و تو تو که دریای مهری وآسمان وفا وگیتی عشق... عشقم دوستت دارم |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|